سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

::عمار ولایت::
بیاییم ما هم برای تعجیل در ظهور حضرت کاری انجام دهیم.زیرا غیبت او از ماست. 
تصاویر شهدا


بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 3
کل بازدیدها: 33119
لینک دوستان
اخبار روز

هر وقت با سید به شهر می آمدیم تا چرخی بزنیم باید چند نفر جلو تر حرکت می کردند تا اگر بوی کباب به مشامشون رسید مسیر حرکتمون رو تغییر بدن تا بو به مشام سید نرسه. وقتی بوی کباب رو احساس میکرد حالش بد میشد.. اصلا قاطی میکرد..!!!بالاخره بعد از چندین بار اصرار از ما و انکار از اون وقتی ازش پرسیدیم که آخه چرا از بوی کباب بدت میاد.. اینطور جواب داد:

اگه تو میدون مین باشی و با یه اشتباه چاشنی مین فسفری فعال بشه و دوستت به خاطر این که عملیات لو نره مینو بگیره زیر شکمش و حتی صداشم در نیاد و فقط بوی گوشت کباب شده بدنش فضا رو پر کنه شما هم همین حسو نسبت به بوی کباب پیدا می کنین !!!

نظر یادت نره....

                                     


[ پنج شنبه 91/7/27 ] [ 7:36 عصر ] [ عمار ] [ نظرات () ]

ماجرای ازدواج شهید چمران باهمسرش


 

«غاده چمران» همسر لبنانی شهید چمران، بخش‌هایی از زندگی مشترک خود با مصطفی چمران را بازگو می کند. این اظهارات تحت عنوان کتاب «نیمه پنهان ماه» به چاپ رسیده است. آنچه می‌خوانید، بخش‌هایی از این کتاب است:

ادامه مطلب...

[ چهارشنبه 91/7/26 ] [ 2:6 عصر ] [ عمار ] [ نظرات () ]

اعمال مشترک دهه اوّل ماه ذی الحجه


 

اعمال مشترک دهه اوّل ماه ذی الحجه

 

امام صادق(علیه السلام) مى فرماید: پدرم حضرت امام باقر(علیه السلام) به من فرمود: پسرم! در دهه نخست از ماه ذى الحجّه، هر شب میان نماز مغرب و عشا این دو رکعت نماز را ترک مکن:

در هر رکعت سوره حمد و سوره قل هو الله را مى خوانى، پس از آن این آیه (آیه 142 سوره اعراف) را مى خوانى:

 

وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثینَ لَیْلَةً، وَ أَتْمَمْناها بَعَشْر، فَتَمَّ میقاتُ رَبِّهِ

و ما با موسى سى شب وعده گذاشتیم سپس آن را با ده شب دیگر تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش (با او)

 

أَرْبَعینَ لَیْلَةً، وَ قالَ مُوسى لاَِخیهِ هارُونَ اخْلُفْنى فى قَوْمى، وَ أَصْلِـحْ

چهل شب تمام شد و موسى به برادرش هارون گفت: جانشین من در میان قومم باش و (آنها را) اصلاح کن

 

وَلا تَتَّبِعْ سَبیـلَ الْمُفْسِـدینَ.

و از روش مفسدان پیروى منما.

 

اگر چنین کنى، در ثواب حاجیان، و اعمال حجّ آنها شریک مى شوى.(1)

ادامه مطلب...

[ سه شنبه 91/7/25 ] [ 11:3 عصر ] [ عمار ] [ نظرات () ]

سرور الفؤاد یا، زندگانی حضرت امام جواد محمد بن علی التقی علیه‌السلام

سرور الفؤاد یا، زندگانی حضرت امام جواد محمد بن علی التقی علیه‌السلام جدید 0


عناوین اصلی کتاب شامل:
سلام از دوازده امام خواجه نصیر طوسی؛ پیشگفتار؛ مقدمه؛ در شخصیت امام جواد و الیسم و لقب و کنیه و نسب و اوصاف و نصوص امامت؛ در تفصیل ولادت امام جواد و اقوال مختلفه؛ در گزارش زندگانی حضرت امام جواد بعد از وفات پدر بزرگوارش در خراسان و انتقال او به بغداد و ازدواج و مجالس مناظرات حضرت؛ در مناظرات علمی و مباحثات حضرت جواد الائمه و بعضی از حالات و مقاولات آن؛ در مناظره واحتجاج حضرت جوادالائمه با یحیی بن اکثم؛ در پایان روزگار مامون و رفتار او با امام جواد؛ در پایان کار مامون و طرز رفتار او با امام جواد؛ در پایان زندگانی حضرت امام جواد و گذرانیدن اوقات خود با معتصم عباسی و بعضی از مناظرات و چگونگی آن ایام و مسمومیت و وفات آن حضرت؛ محاضره امام جواد و حکم آن حضرت درباره سارق؛ در کرامات و معجزات باهرات امام جواد و بعضی اخبار وارده از آن بزرگوار؛ در بعضی از مطالب مربوطه و نصایح از امام جواد و قسمتی از کرامات و معجزات و روات و اصحاب و وکلاء آن حضرت؛ در کلمات قصار و گفتار در ربا و معجز آثار امام جواد؛ و من کلام امام الجواد؛ حالات شیعه در دوره امام جواد - تعداد اولاد و احفاد آن جناب و سادات منتسبه به آن حضرت و عده روات و اصحاب او؛ حالات شیعه در دوره امام جواد؛ خاتمه (در توصیف حرم منور و مضجع مقدس)؛ حضرت ابی‌جعفر امام محمد تقی در کاظمین؛ ضریح منور امامین جوادین؛ ایوانهای حرم کاظمین و جوادین ایوان دو ضلع شرقی و غربی؛ ایوان جنوبی کاظمین؛ صندوقه خاتم کاظمین؛ پایان کتاب؛ در آداب زیارت و سلام امامین کاظمین و جوادین نقل از کتب اربعه؛ فضیلت زیارت آن حضرت؛ زیارت امام جواد؛ پاورقی



مشخصات کتاب :

پدید آورنده: ابوالقاسم سحاب


خدمات:
برنامهٔ QR Code5263-sarvar-alfoad.zip
برنامهٔ QR Code5263-sarvar-alfoad.apk
برنامهٔ QR Code5263-FA-sarvar-alfoad.pdf
برنامهٔ QR Code5263-FA-sarvar-alfoad.epub
 منبع: قائمیه


[ سه شنبه 91/7/25 ] [ 10:32 صبح ] [ عمار ] [ نظرات () ]

مأمون یک سال بعد از شهادت حضرت رضا علیه السلام به بغداد آمد، روزی به قصد شکار از شهر خارج شد و در مسیر راه از کوچه ای عبورش افتاد که بچه ها در آنجا بازی می کردند و حضرت جواد علیه السلام با آنها ایستاده بود و در آن هنگام یازده سال بیشتر از عمر شریفش نگذشته بود.

بچّه ها با مشاهده ی مأمون همگی پراکنده شده و فرار کردند، ولی حضرت جواد علیه السلام از جای خود حرکت نکرد. مأمون نزدیک آمد و نگاهی به آن حضرت نمود و گفت: ای پسر چرا به همراه بچّه ها فرار نکردی؟

امام علیه السلام فوراً جواب داد: راه تنگ نبود تا با رفتن خود آن را وسیع گردانم، و گناهی مرتکب نشده ام تا از عقوبت آن بترسم، و گمانم به تو نیکو است که کسی را بدون گناه ضرر نمی رسانی.

مأمون از آن سخنان شیوا و محکم او بسیار تعجّب کرد و پرسید: اسم تو چیست؟

فرمود: نام من محمّد است. عرض کرد که فرزند چه کسی هستی؟

فرمود: من فرزند علی بن موسی الرضا هستم.

مأمون بر پدر آن حضرت درود و رحمت فرستاد، و به سوی مقصد خود روانه شد، چون از آبادی دور شد بازِ شکاری را به دنبال درّاجی ( پرنده ای است شبیه کبک ) فرستاد، باز از دیدگان او برای مدتی ناپدید گشت، و وقتی برگشت در منقارش ماهی کوچکی بود که هنوز آثار حیات در وجودش مشاهده می شد، خلیفه از دیدن آن بسیار تعجب کرد، سپس آن را در دستش گرفت و از همان راهی که آمده بود برگشت.

چون به آن محل که حضرت جواد علیه السلام را ملاقات کرده بود رسید بچّه ها را دید که مثل سابق آنجا را ترک گفته و فرار نمودند ولی این بار هم آن حضرت از جای خود حرکت نکرد و همانجا ایستاد، خلیفه نزدیک آمد و سؤال کرد: در دست من چیست؟ فرمود:

« خداوند تبارک و تعالی به مشیت خود در دریای قدرتش ماهی های کوچکی را می آفریند، و باز شکاری پادشاهان آن را صید می کنند و پادشاهان آن را در میان دست پنهان می کنند تا فرزندان اهل بیت نبوّت را با این وسیله امتحان کنند.»

چون مأمون این کلمات را از آن حضرت شنید تعجب کرد، و ضمن نگاه عمیقی که به او کرد گفت: براستی که فرزند امام رضا علیه السلام هستی، و احسان خود را به آن حضرت دو چندان کرد.

کشف الغمّه: ج 2 ، ص 344.


[ سه شنبه 91/7/25 ] [ 10:18 صبح ] [ عمار ] [ نظرات () ]
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

بیاییم ما هم برای تعجیل در ظهور حضرت کاری انجام دهیم.زیرا غیبت او از ماست.
لینک های ویژه
آرشیو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب

ابزار هدایت به بالای صفحه