::عمار ولایت::
بیاییم ما هم برای تعجیل در ظهور حضرت کاری انجام دهیم.زیرا غیبت او از ماست. 
تصاویر شهدا


بازدید امروز: 3
بازدید دیروز: 10
کل بازدیدها: 106414
لینک دوستان
اخبار روز
» تراکتور - استقلال؛ نبرد برای اقتدار در تبریز - ایسنا
» آزار شیطانی خواهر زن در سفر نوروزی همسر | قتل داماد هوسران در تهران - اینتیتر
» همکاری پرستاران و هوش مصنوعی برای نجات جان افراد - ایسنا
» رقیب سرسخت آیفون از گوگل می آید - تیتر کوتاه
» تصویری زیبا از یک روباه در پارک ملی گلستان - تابناک
» حملات هوایی رژیم صهیونیستی به لبنان - خبرگزاری صدا و سیما
» تراکتور- استقلال؛ شطرنج‌ «ویچ»ها در تبریز/ دوئل صنعتی‌ها - تسنیم
» بیمه‌شدگان چگونه می‌توانند به سابقه دارای کسری کارکرد بیمه‌پردازی‌شان اعتراض کنند؟ - ایسنا
» مصدومیت عالیشاه /سرخ پوشان در آستانه نبرد با استقلال خوزستان به دنبال جایگزین - اندیشه معاصر
» ترکیب تیم استقلال در مقابل تراکتور | زمان بازی تیم استقلال و تراکتور - اندیشه معاصر
» میداوودی: تیم لرها باید در لیگ یک بماند - ایپنا
» توحش دوباره رژیم صهیونیستی در لبنان - خبرگزاری مهر
» علیرضا بیرانوند: شک نکنید پرسپولیس قهرمان لیگ می‌شود/ دلم می‌خواهد عابدزاده را از نزدیک ببینم - پارس فوتبال
» شش خوراکی ضد التهابی که باید در فصل بهار حتما بخورید - ایتنا
» با انجام این عمل حافظه خود را تقویت کنید - تیتر کوتاه
» استقلال با ۷ غایب برابر تراکتور - منیبان
» کشت گیاهان دارویی در ایران؛ افق‌های نوین یا موانع سرسخت؟ - نشان تجارت
» غایبان استقلال در مقابل با تراکتور | پرسپولیس از اخبار استقلال ناراحت است - اندیشه معاصر
» پرسپولیس وکمپین نوروزی /پرسپولیس هواداران را به حمایت دعوت کرد - اندیشه معاصر
» خرید بلیت بازی توسط ذوب آهن | زمان بازی ذوب آهن چه زمان است - اندیشه معاصر
دانش‌آموز شهیدی که با کتاب‌های درسی‌اش تفحص شد

در منطقه فکه پیکر شهید 16 ـ 17 ساله‌ای را پیدا کردم که زیر لباسش برجسته بود؛ وقتی دکمه‌هایش را باز کردم یک کتاب و دفتر زیر لباس گذاشته بود. کتابى که 10 سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.

دانش‌آموز شهیدی که با کتاب‌های درسی‌اش تفحص شد

 

یکى از روزها، در منطقه عملیاتى «والفجر یک» در ارتفاع 112 فکه، محورى که نیروهاى گردان خندق لشکر 27 حضرت رسول صلى‌الله علیه وآله وسلم، عملیات کرده بودند، صحنه بسیار عجیبى دیدم که برایم جالب و تکان دهنده بود.

از دور پیکر شهیدى را دیدم که آرام و زیبا روى زمین دراز کشیده و طاق باز خوابیده بود؛ سال 72 بود و حدود 10 سال از شهادتش مى‌گذشت؛ نزدیک که شدم، از قد و بالاى او تشخیص دادم که باید نوجوانى باشد حدود 17 - 16 ساله.

بر روى پیکر، آنجا که زمانى قلبش در آن مى‌تپیده، برجستگى‌اى نظرم را به خود معطوف کرد؛ جلوتر رفتم و در حالى که نگاهم به پیکر استخوانى و اندام اسکلتى‌اش بود، در گودى محل چشمانش، معصومیت دیدگانش را مى‌خواندم، آهسته و با احتیاط که مبادا ترکیب استخوان‌هایش بهم بریزد، دکمه‌هاى لباس را باز کردم؛ در کمال حیرت و تعجب، متوجه شدم یک کتاب و دفتر زیر لباسش گذاشته بوده؛ کتاب پوسیده را که با هر حرکتى، برگ برگ و دستخوش باد مى‌شد، برگرداندم؛ کتابى که 10 سال تمام، با شهید همراه بوده است، کتاب فیزیک بود.

 یک دفتر که در صفحات اولیه آن بعضى از دروس نوشته شده بود؛ خودکارى که لاى دفتر بود، ابهت خاصى به آنچه مى‌دیدم، مى‌داد؛ نام شهید بر روى جلد کتاب نوشته بود.

مسئله‌اى که برایم خیلى جالب بود، این بود که او قمقمه و وسایل اضافى همراه خود نیاورده و نداشت، ولى کسب علم و دانش آن قدر برایش مهم بوده که در بحبوحه عملیات کتاب و دفترش را با خود جلو آورده بوده تا هرجا از رزم فراغتى یافت، درسش را بخواند.

راوی: مرتضى شادکام


[ یکشنبه 91/7/23 ] [ 3:28 عصر ] [ عمار ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

بیاییم ما هم برای تعجیل در ظهور حضرت کاری انجام دهیم.زیرا غیبت او از ماست.
لینک های ویژه
آرشیو مطالب
صفحات دیگر
امکانات وب

ابزار هدایت به بالای صفحه