::عمار ولایت:: بیاییم ما هم برای تعجیل در ظهور حضرت کاری انجام دهیم.زیرا غیبت او از ماست.
| ||
میدان مین و استخوانهای سوخته
مین منور شعله بسیار زیادى دارد؛ به حدى که مىگویند کلاه آهنى را ذوب میکند؛ خوب که نگاه کردم دیدم آثار سوختگى بر روى استخوانهاى شهید نوجوان پیداست؛ او برای اینکه عملیات لو نرود خودش را روی مین منور انداخته بود. ![]()
«مرتضی شادکام» تخریبچی جانباز اکیپ تفحص لشکر 27 محمد رسولالله (ص) است که سال 1361 وارد این لشکر شد؛ وی از جمله کسانی بود که به دل رملهای فکه و کانالهای گردان حنظله زد تا دل پدر و مادر منتظری را شاد کند. یکی از خاطرات وی در سایت «خمول» آمده است: ***
داشتیم مىرفتیم به طرف میدان مین براى شناسایى راه کار؛ مىخواستیم از آنجا کار را شروع کنیم تا به جایى که احتمال مىدادیم تعدادى شهید افتاده باشند، برسیم؛ همراه بچهها، در منطقه 112 فکه، نرسیده به میدان مین، متوجه سفیدى روى زمین شدم که به چشم مىزد؛ هر چیزى مىتوانست باشد؛ منطقه را سکوت محض گرفته بود؛ فقط باد بود که میان سیمهاى خاردار گذر مىکرد. به نزدیکش که رسیدم، از تعجب خشکم زد؛ پیکر شهیدى بود که اول میدان مین روى زمین دراز کشیده بود؛ اول احتمال دادیم شهیدى است که تیر یا ترکش خورده و افتاده اول میدان مین؛ بالاى سرش که رسیدم، متوجه یک ردیف مین منور شدم؛ دنبال آن را که گرفتم، دیدم جایى که او دراز کشیده است، درست محل انفجار یکى از مینهاى منور است. مین منور شعله بسیار زیادى دارد؛ به حدى که مىگویند کلاه آهنى را ذوب مىکند؛ حرارتى که در نزدیکى آن نمىتوان گرمایش را تحمل کرد؛ خوب که نگاه کردم دیدم آثار سوختگى به خوبى بر روى استخوانهاى این شهید پیداست؛ در همان وهله اول فهمیدم که چه شده است! او نوجوانى تخریبچى بوده که شب عملیات در حال باز کردن راه و زدن معبر بوده است تا گردان از آنجا رد شوند، ولى مین منورى جلویش منفجر شده و او براى اینکه عملیات و محور نیروها لو نرود، بلافاصله خودش را بر روى مین منور سوزان انداخته تا شعلههاى آن منطقه را روشن نکند و نیروها به عملیات خود ادامه دهند. پیکر مطهر سوخته او را جمع کردیم؛ از همان معبرى که او سر فصلش بود، وارد میدان مین شدیم؛ داخل میدان، 10 ـ 15 شهید در راه کار، پشت سر یکدیگر دراز کشیده و خفته بودند. پلاک آن شهید اولى ذوب شده بود ولى شهدایى که در میدان مین بودند پلاک و کارت شناسایى بعضىشان سالم بود و شناسایى شدند که فهمیدیم از نیروهاى دلاور لشکر 31 عاشورا بودهاند و یک سرى هم از نیروى ارتش لشکر 81 زرهى خرم آباد. [ شنبه 91/7/22 ] [ 12:15 صبح ] [ عمار ]
[ نظرات (بدون) ]
|
||
[قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] |